:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
دوشنبه، ۱ آبان ۱۳۹۶
:: English Section
P یادداشت
فرهنگ مسابقات معماري

بهرام هوشیار یوسفیبررسي معماري به عنوان هنري اجتماعي در تعاملي نزديك با فرهنگ (فرهنگ به مثابه مجموعه معنويات انساني)، راهكاري را فراهم مي سازد تا با درك وسيع گستره فراگير مادي، معنوي و فكري معماري، اين تعامل را به چالش بنشينيم. اگر نظري به اطراف خود داشته باشيم به نكته اي دست مي يابيم كه شايد به دليل شدت عادي بودن، غالبا فراموش مي شود: ما در بيشتر موارد در فضايي مصنوع به سر مي بريم. به زبان ساده تر، محيط پيرامون ما اعم از خانه، خيابان، محل كار، مراكز شهري و حتي تفرجگاه ها، همه و همه آثاري هستند كه در معناي عام مي توان آنها را آثار معماري (بدون قيد ارزشي) دانست.
در يك كلام، معماري در يك جامعه در تعاملي نزديك با فرهنگ آن جامعه است. اگر به واژه تعامل (interaction) دقت كنيم، در روح اين واژه، مفهومي مي‌يابيم حاكي از ارتباطي دوسويه و آنچه معمولا فراموش مي شود، همين دوسويه بودن ارتباط بين معماري و فرهنگ است. همانگونه كه فرهنگ در شكل گيري معماري ملي يك جامعه نقش عمده اي ايفا مي كند، معماري نيز همواره در مقام فرهنگسازي حضور داشته و اين ارتباط را تكميل مي كند.
درنهايت آنچه بيش از هر چيز مهم به نظر مي رسد، از يك طرف، وظيفه اجتماعي سنگين معمار است در مقام شخصيتي خلاق كه بايد اين روند را شكل دهد و از طرف ديگر، اعضاي جامعه به عنوان كاربران هستند كه بايد همچون ساحت هاي ديگر فرهنگي ـ اجتماعي، در مقام مخاطب معماري، با نظارتي هوشمند جوياي حق انساني و شهروندي خود در محيط مصنوع باشند. اين امر ميسر نمي شود مگر با دانش افزايي جامعه در اين راستا و نهادينه كردن مقوله نقد علمي در معماري و شهرسازي در كنار حس مسئوليت تك تك شهروندان نسبت به آنچه مي بينند و آنچه در آن زندگي مي كنند.
دغدغه تشخيص و تعيين چارچوب هايي براي معماري ايراني و نهايتا تدوين سير روندگونه براي اين نوع معماري همواره كم و بيش مورد توجه معماران و منتقدان بوده و هست. از يك طرف اين تحولات را مي توان تحت تاثير عوامل اجتماعي و سياسي دانست و از طرف ديگر با نگاهي مردم شناسانه زمينه هاي ناخودآگاه مردمي را در آن دخيل كرد؛ صرف نظر از مباحث جنبه هاي تاريخي- اجتماعي هنر كه داراي اهميت ويه در درك مفهوم سبك شناسانه معماري است، آنچه در معماري معاصر به وضوح قابل تشخيص است، عدم وجود يك روند صحيح يا به عبارت ديگر روندي ناشي از بي روندي است.
اصولا هبوط معماري از ساماندهي خلاقانه فضا به فعاليتي بازاري در چارچوبي سودجويانه و بدون اعمال استانداردهاي كيفيتي، هرچند كاملا متاثر از مشي مديريت كلان يك جامعه به نظر مي رسد اما به هيچ وجه نبايد تاثير تفكر موجود در ميان ارباب اين حرفه را نيز در آن ناديده گرفت. كيفيت يك اثر معماري بيش از هر چيز از ارزيابي شخصيت خالق آن اثر از قلمروهاي تخصصي و اجتماعي مربوطه نشات گرفته، تحت تاثير وجدان حرفه اي وي قرار دارد.
در اين ميان، در راستاي رشد درازمدت و جامع فرهنگ معماري ملي، مسئوليت صاحبان انديشه مي بايستي از خرده گيري هاي متداول فراتر رفته، به نظامي هدفمند براي توسعه معيارهاي نظري و عملي سنجش و در يك كلام توليد دانش قابل انتقال و تاثيرگذار در اين وادي بدل شود.
و اما مسابقات معماري، بحثي كه در معماري اخير كشور، علي الخصوص در دهه اخير از رشد كمي چشم گيري برخوردار بوده است؛ گستره برگزاري مسابقات علي الخصوص در كشورهاي پيشرفته در مقام روشي براي انتخاب طرح هاي مناسب و به نوعي ايجاد ديالوگ و تبادل اطلاعات بين دست اندركاران عرصه معماري، روشي جا افتاده و موفق بوده، در عين حال مرزهاي بهره وري اقتصادي را نيز فسخ كرده است.هر چند سوابق در كشورهاي پيشرفته در اين حوزه، درخشان است ولي آنچه بيشتر مي تواند به عنوان الگويي براي انتقال تجربه در ايران كارايي داشته باشد، منطقا موارد موفق در كشورهاي مشابه با شرايط شبيه به ايران است. هم اينك در كشورهاي وارد كننده تكنولوي مانند مالزي، سنگاپور، تركيه و كشورهاي حوزه خليج فارس، رويه ايجاد رقابت براي طرح هاي بزرگ معماري و شهرسازي، پاسخگويي مناسب را در جهت اهداف برگزاركنندگان داشته اند. در ايران، مسابقات معماري هر چند قدمت قابل توجهي ندارد ولي در چند دهه اخير نمونه هاي قابل ذكري مطرح بوده است كه مسابقه كتابخانه ملي (در ادامه مسابقه كتابخانه پهلوي پيش از انقلاب)، موزه بزرگ خراسان، مجموعه فرهنگستان هاي جمهوري اسلامي ومسابقه آتي سنتر و دفتر مرکزی شرکت نفت از آن جمله اند.

پینوشت:
هفته نامه مهر

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری