:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
پنجشنبه، ۸ تير ۱۳۹۶
:: English Section
P یادداشت
معمار حقیقی در عرصه روابط کار و سرمایه

بهرام هوشیار یوسفیاين سوال را بار ها در ذهن مرور کرده‌ام و سعی می‌کنم که آنرا به کوتاه‌ترين شکل ممکن منتقل کنم...
در ميان دفاتر و شرکت های خارجی معماری به عنوان مثال دفتر رم کولهاس يا پيتر آيزنمن (دو دفتر شاخص)َ تصديق می‌کنيد که نفوذ معمار ارشد اين دفاتر (يعنی همين دو اسم) و ايده های آنها (به شهادت مقالات و کتب منتشره از آنها) آنچنان حايز مولفه های تخصصی است که به هيچ وجه نمی‌توان اثری را از توليدات آنها به کل متعلق به معماری از زيردستان آنها دانست، چه اين معماران دارای خط و ربط ويژه و شناخته شده و متداوم هستند... از اين نمونه ها فراوان است در معماری جهان: ظه حديد، رنتسو پيانو،‌نورمن فوستر و...
و اما معماری ايران؛ براستی اينگونه نيست.... بدون کوچکترين اجحاف، اثر مجلس شورای اسلامی جديد متعلق به ذکايی است، بدون کوچکترين ابهام بسياری از ساختمانهای دفتر فرمانفرمائيان (فقط یک مثال است) متعلق به اردلان است و همين روال در بسياری دفاتر پيش و بعد از انقلاب، ساری و جاری است... اين است فرق يک دفتر ايرانی و غير ايرانی .... عملا هم می بينيم که معماران ارشد دفاتر پيش از انقلاب اکثرا ديگر معماری نکردند ولی آن معمارانی که در اصل آفريننده پروژه ها بودند هنوز هم (چه خوب چه بد)‌ معماری می‌کنند و همين دليل روشنی است که ببينيم معمار اصلی کيست و اينکه بدانيم اکثر مديران دفاتر عمده پيش از انقلاب نه معمار که در اصل فقط مدیر و البته صاحبان ارتباطات برای انعقاد قرارداد ها بودند که با توجه به جايگاه اجتماعی از نظرگاه سرمايه و ارتباطات خاص با مصادر خاص قدرت دريافت بهترين پروژه ها را داشتند و البته قدرت کار کشيدن از گرده عده‌ای معمار راستين و خلاق....
در هر حال هدف از اين يادداشت اين است که بگويم معمار حقيقی آن فردی است که با ارايه خلاقيت اثر را می‌آفريند نه آنکه با اعمال روابط کار را می‌گيرد... البته بازاريابی جای خود را دارد ولی نبايد آنرا با معماری اشتباه گرفت....

والسلام

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد